تبلیغات
پیغام مدیر : به شما دوست گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این سایت دقایق خوبی را سپری كنید .ازفهرست موضوعات میتوانید برای رسیدن به مطلب مورد علاقه خود استفاده کنید.
مطالب ارائه شده در رهیار بیشتر بر روی ریاضیات دوره راهنمایی و دبیرستان متمرکز شده است.نظرات شما میتواند مشوق ما در ادامه راه این سایت ریاضی شود.پس لطفا دریغ نکنید. برای آگاهی از امكانات سایت رهیار خواهشمندم كه تا آخر صفحه این سایت را مشاهده نمایید .
بازدید های دیروز :
بازدید های این ماه :
بازدیدهای ماه قبل :
كل بازدیدها :
كل مطالب رهیار :
یک تصمیم حیاتی و یک انتخاب حیاتی تر
اندر عجائب سیستم عاملی به نام ویندوز
پرتاب دارت با انگیزه ریاضیدوستانه
درایوهای کامپیوترتان را از چشم فضولباشی ها مخفی کنید
یک سئوال درخواستی, از مبحث (اصل لانه کبوتری)
تقسیم یک پاره خط به چند قسمت مساوی بدون استفاده از خط کش
این خانواده عجیب و غریب را از رودخانه رد کنید
آموزش رسم مماس بر دایره از نقطه ای خارج دایره
سرعت قطار مسافربری را حساب کنید
روز مادر بر تمام مادران و زنان ایران زمین مبارك باد!
به بهانه فرا رسیدن خرداد ماه(فصل امتحان و اضطراب)


در جزایر قناری اقیانوس آتلانتیک، جزیره کوچکی به نام پاپاتیس وجود دارد. روزی ، دو اسپانیائی به نام های لامیدو و فرس بودند در سفر دریایی شان به طوفان بر می خورند و کشتی آنها در کنار جزیره پاپاتیس متوقف می شود. لامیدو و فرس فروشنده در و قفل ضد سرقت بودند و کشتی آنها هم پر از این کالاها بود.
اما هر چه تلاش کردند، بعد از سه روز هیچ مشتری برای کالایشان پیدا نشد. در واقع ساکنان این جزیره اصلا از در استفاده نمی کنند؛ تا چه برسد به قفل. همه لوازم زندگی آنها از جمله غذا و خوراک به طور مساوی توزیع می شود و هر خانواده غذاهای یکسانی می گیرد. آنها به کالاهای لامیدو و فرس نگاه هم نکردند و آنها را رد کردند.
لامیدو و فرس پیش از طلوع خورشید، همه ساکنان جزیره را صدا کردند تا در میدان جمع شوند و بعد شروع به تقسیم ران گوسفند بین آنها کردند. لامیدو به هر کسی که جلوی او می ایستاد، چهار ران گوسفند می داد، اما فرس فقط یک ران گوسفند به مراجعانش می داد.
یک بار فرس از لامیدو پرسید: چرا یک باره همه اجناس مان به فروش رفت؟ 
با توجه به رسیدن فصل تابستون و فرا رسیدن اوقات فراغت به نظرم رسید وقت بیشتری رو دارید که بتونید لحظاتی رو صرف خوندن داستان و حکایات آموزنده و جالب بکنید.به همین خاطر در ادامه کار رهیار سعی میکنم به این مقوله هم بیشتر بپردازم!مگر اینکه شما خواسته دیگری داشته باشید.که در اون صورت میتونید در نظرسنجی رهیار نظراتتون رو منعکس کنید.و امابقیه داستانهای ما هم در اینجاست که میتونید ساعاتی رو با خوندنشون سرگرم بشین!
آمیرزا تقی كه در اصل نقال بود و بعد بقال شد و حالا از اجلهی تجار و اجنهی فجار به شمار میرود، دختری دارد بیست و هشت ساله كه هنوز شوهر نكرده و اگر به زودی بیخ ریش كسی ماسیده نشود ترشیده خواهد شد.
آقا میرزا تقی هم خیلی ناقلاست. او میخواهد با دخترش تجارت كند. او میل دارد همانقدر كه چند روز پیش از یك گونی زعفران ارزانخرید استفاده برد، از عروسی دخترش هم فایدهی هنگفتی ببرد. او به هیچ وجه مایل نیست دخترش را به خواستگارهای لات و لوتی امثال كاووس یا جعفر بدهد.او معتقد است كه جنس تا فایده نكند نباید فروخت، ولو اینكه پنجاه سال هم بیخ انبار بماند و بپوسد.
همراه ما باشید و مقاله نسبتاً كاملی در این زمینه با عنوان ویژگیهای معلم در قرن 21 رو دریافت كنید.فكر میكنم برای دوستان و سروران فرهنگی و دبیران گرامی كه هر از چند گاهی بر مطالب سایت رهیار نظرات پرارزش خودشون رو مرقوم میفرمایند مفید باشه! بازهم منتظر حضور سبز این عزیزان و نظرات طلاییشون هستم.
خوب من چه می توانستم بكنم ؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگه دارد.بچه كه
ادامه داستان بچه مردم رو در ادامه مطلب
براتون نوشتم لطفا همراه باشید
خواندن این داستان جذاب رو به همه تون توصیه میکنم! پس در ادامه مطلب
همراه ما باشیدکلیه حقوق این سایت محفوظ است
سایت رهیار پاتوق معلمان ریاضی ،دانش آموزان و دوستداران ریاضی ( راهنمایی و دبیرستان),معماهای ریاضی ,داستان ,سرگرمی , زندگینامه بزرگان , دانستنی ها و ترفندهای کامپیوتری می باشد
All Rights Reserved 2005-2010 © www.RahyarMath.ir